![]() |
![]() |
|
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در خاطراتم سرک میکشم
چقدر از کلماتی که دوستشان دارم جا مانده ام نمیدانم چرا اما میدانم که حالا میخواهم بگویم..بنویسم گوش کن من میخواهم برای تو بنویسم ببخش اگر.......... ساده بگویم که این روزها خودم نیستم.. نمیدانم شاید هم تازه خودم شدم هر چه هست من ، آن من سابق نیستم اما میدانم که این من را دوست دارم برای اثبات خودم فقط قلم و کاغذ میخواهم مینویسم چون هستم چند خط مینویسم برای اثبات اینکه هستم کافیست؟؟؟ نه!!! ... میدانم....... دلم را برایت کنار گذاشته ام اما هنوز حرفم را نگفته ام من...من...... گاهی حتی کلمات هم نمیتوانند مفهومی داشته باشند به گمانم در پس همه ی این کلمات میخواستم بگویم: دوستت دارم به همین سادگی!!! |
|
RSS
|